|
آخرين نطق قبل از دستور مهندس بازرگان كه از ايراد آن جلوگيري شد نطق ناانجام نشريه حاضر متن كامل نطق قبل از دستور مهندس بازرگان است كه قرار بود در روز پنجشنبه سوم خرداد 63، مصادف با روز آزادي خرمشهر عزيز از يوغ ارتش متجاوز، به جاي آقاي مهندس صباغيان در مجلس شوراي اسلامي ايراد گردد. متأسفانه با آنكه وقت آن از دو هفته قبل تعيين شده بود اجازه ندادند ايراد شود و سپس موافقت نمودند روز شنبه 5 خرداد انجام پذيرد. در اين روز نيز به بهانه فوقالعاده بودن جلسه، آقاي رييس نطقهاي قبل از دستور را حذف كردند در حاليكه از يكشنبه 30 ارديبهشت تا پنجشنبه 3 خرداد كه جلسات علني مجلس دائر بوده و طبق سنت جاري جلسات دوشنبه و چهارشنبه فوقالعاده محسوب ميگردد همه روزه نطقهاي قبل از دستور نمايندگان موافق ايراد گرديد. در جلسه 5 خردادماه عليرغم اعتراض و تذكر آئيننامهاي آقاي مهندس صباغيان باز هم آقاي رئيس با ايراد نطق قبل از دستور فوق موافقت ننمودند و در آخرين روز عمر مجلس استمرار نظام تبعيض ميان نمايندگان موافق و مخالف را به اثبات رساندند.
نظر به اينكه اين نطق پيام خداحافظي نهضت آزادي با مجلس شوراي اسلامي و با موكلين و حاوي توصيههاي به حق و به صبر به نمايندگان و به ملت ايران بوده است به جا ديديم عين آنرا به استحضار هموطنان شريف برسانيم و توفيق همگي را در آنچه خواست خدا و خير خلق است بخواهيم. نهضت آزادي تهران ـ خرداد 1363
بسم الله الرحمن الرحيم والعصر انالانسان لفي خسر الاالذين آمنوا و عملواالصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر (1) در پايان چهار سال نمايندگي، در اين عصر عمر مجلس كه زمان حسرت و حساب خسارت است، و عادتاً كار انسان، تا آنجا كه با ايمان و عمل صالح و با توصيه به حق و به صبر پاك نشود، زيان بردن و زيان رساندن است، ميخواهم، از طرف خود و از طرف دوستان نهضت آزادي ايران، چند كلمه خداحافظي بكنم و وصيتهائي بنمايم. توديع با مجلس و نمايندگان محترم و با موكلين عزيز و توصيه به مجلسيان آينده و به ملت ايران. اين خداحافظي البته استعفا از مسئوليت و رسالت يا تعطيل نهضت نيست. تا هر زمان كه خدا خواسته باشد و در حد امكانات و قدرتمان، افتخار خدمت خواهيم داشت. در دنيا نه حركت رو به كمال متوقف شدني و مصون از انحراف و سقوط است و نه در عمر يك مسلمان يا امت، وظيفه امر به معروف و نهي از منكر نقطه نهائي دارد. اجازه ميخواهم از آخرين فرصت ـ كه شايد ديگر دست ندهد ـ استفاده نمايم. اميدوارم نمايندگان محترم به خاطر آزادي و تقوي سعه صدر و حسن استماع نشان دهند. راجع به انتخابات آنچه گفتني داشتيم در شش بيانيه كه تا به حال درآمده است گفتهايم. از آنجا كه حقوق و آزاديهاي مصرح در قانون اساسي داده نشد و حق ملت به طور نسبي و نصفه ادا گرديد مصلحت نديديم كانديدا بدهيم و قسمت نشد كه در مجلس دوم حاضر باشيم. ولي دليل نميشود كه وجود و عمل مجلس را كه بايد خانه ملت و مبدأ مسئوليت و خدمت باشد ناديده بگيريم و چيزي به آنها نگوييم.
گذشت از گذشته در مقام توديع و قبل از هر چيز خدمت شما همكاران، چه ماندني و چه رفتني، عرض ميكنم كه خاطرات بد همراه نميبريم. سروراني حسن ظن و همفكري و لطف داشتند كه سپاسگزارشان هستيم و از برادران و خواهراني كه دريغ از تهمت و تندي و تلخي در حق ما نكردند، كينه به دل نداريم. رفتارشان را ناشي از غرض و منفعت ندانسته علت عمده را اختلاف در بينش و روش ميگيريم و احياناً اقتضاي جواني و جاهلي. به علاوه فكر ميكنيم دفاع و دلسوزي به خاطر انقلاب و اسلام، به زعم خود، ميكردند. در هر حال اگر آنها هنوز متوجه حقيقت نشده و ما را نبخشيده باشند ما همه را بخشيدهايم. با گرمي دستشان را ميفشاريم و با رضا و دعا خداحافظي ميكنيم.
تشكر و توضيح براي موكلين عزيز از موكلين ارجمند نيز خداحافظي و سپاسگزاري مينمائيم كه ما را سرشار از افتخار و اعتماد و ابراز محبتهاي فراوان خود نمودهاند. به پيشگاهشان شرمندهايم كه در دوره نمايندگي به طور شايسته و بايسته اداي وظيفه نكرده و انتظاراتشان را برنياوردهايم. موكلين و هموطنان كثيري اعتراض داشتند كه چرا مهر سكوت بر لب نهادهايم، مظالم و فجايع و فشارهاي اقتصادي كمرشكن و عدم امنيت قضائي را فرياد نميزنيم و از حقوق و افكار مردم دفاع نميكنيم. دامنه تعرض و توقع برخي از مردم آنقدر بالا است كه ما را مسئول اوضاع حاضر ميدانند درحاليكه خود اولين قربانيان آن شدهايم. البته جا داشت ما، علاوه بر خدمت در كميسيونهاي مجلس، در لوايح و طرحها و بحثهاي علني وارد شده اظهار نظرهاي لازم و ارائه حق و مصلحت مينموديم. بايد عرض كنم و همه خوب ميدانند كه چه بسا دخالت ما در قضايا ميتوانست لجاج و بدتري برانگيزد و تسلط بر جوسازيها و شرايط حاكم كار سادهاي نبود. سعي كرديم در خارج صحنه مجلس در نشريات و مذاكرات و در نامههاي سرگشاده و سربسته، عليرغم محدوديتهاي فراوان در ارتباطمان با اجتماع، دلالتهاي ضروري و امر به معروف و نهي از منكر بنمائيم. البته نتوانستيم مصائب و معضلات را چاره كنيم ولي به توفيق حق مسائلي را كه كسي جرات نداشت به زبان آورد در جامعه مطرح ساختيم. به گفته ميرزا ابوالحسن خان فروغي استاد مرحوممان، «گرهگشايي زلف دوست آسان نيست، كه هر چه گشوديم طرح مسئله بود.» به شكر خدا جريان حوادث، حاصل تجربيات و تحول افكار، سعي و صبر ما را بياجر و ثمر نگذارده شاهد توجه و تحركها و شنونده توصيه و تاكيدها، در زبان بعضي از صاحبدلان صاحبنظر، نسبت به پارهاي از آنچه ميگفتيم و ميخواستيم شديم. مانند تدريج و تأمل، تجربه و تخصص، دانش و مديريت، خودكفائي و سازندگي، واگذاري امور به مردم، تحبيب و توحيد، احتراز از طرد و انحصارگري و بالاخره حاكميت ملي و تعلق انتخابات به مردم.
ايمان و عمل صالح تا اينجا توديع بود و تا حدودي تصفيه حساب گذشته. اما ايمان و عمل ما در قلمروي سياسي ـ اجتماعي ـ مذهبي و توصيههاي ما به حق و به صبر، كه بايد جبران گذشته خسارات باشد، و به ملت عزيز و به مجلسيان جديد مينمائيم: 1) ما ايمان داشتيم و انشاءالله داريم. ايمان به انقلاب و به جمهوري اسلامي ايران. ايمان به اسلام و ايران، همراه با احساس دين و تعهد نسبت به هر دوي آنها. سعي داشتيم زبانمان صادق و ايمانمان خالص باشد. حضورمان در مجلس به دليل مأموريتي بود كه شما داديد و در برابر ناسازگاريها شعر حافظ را آويزه گوش قرار داده به خود ميگفتيم اندر اين دائره ميباش چو دف حلقه به گوش گر قفائي خوري از دائره خويش مرو نه افراط ها و اشتباهات و انحصارها ما را مايوس از انقلاب و منصرف از اسلام كرده است و نه نيرنگ و جفاها راهمان را به بيوفائي و براندازي كشانده است. بلكه ناروائيها و نسبتها عشق و اميدمان را به ملت و خدا استوارتر و اعتماد و عنايت مردم را به ما فزونتر ساخته است. 2) خوب ميدانيد و سوره عصر تصريح دارد كه ايمان به تنهايي هر قدر پاك و والا باشد بايد با عمل شايسته و فعاليت پيگير پسنديده آبياري گردد. مملكت نياز به عمل و كار، به جاي فحش و شعار، دارد. كار صالحي كه از روي تشخيص صحيح و تخصص بر وفق حكمت و رحمت صورت گيرد نه آزار و بدعت. 3) حق، به نظر ما از ديدگاه سياسي و اجتماعي اولاً انقلاب پيروزمند است، با اهداف سه گانه اصلي و مصوب آن، يعني آزادي ـ استقلال ـ جمهوري اسلامي. ثانياً خود نظام با كتاب آن يعني قانون اساسي، كه در رأسش حضور و حاكميت ملي در لواي آزادي قرار دارد.
توصيههاي ما به ملت ايران 4) ما توصيهكنندگان بازگشت به مباني مصوب و اصلي انقلاب، با شعار نه شرقي نه غربي آن، و حراست جمهوري اسلامي از افراط و انحراف هستيم و مخصوصاً بازگشت به سرچشمه زلال قرآن و سنت رسول، به جاي تحجر و تعصب در اسامي و مكاتب استنباطي و فرعي بشري. 5) ما به هموطنان عزيز توصيه ميكنيم كه نه از اسلام، به دليل ناهنجاريهايي كه به ناحق به نام او صورت ميگيرد، رو بگردانند و نه از انقلابي كه تعلق به عموم داشته همه قشرها و طبقات مشاركت كردهاند، به دليل پارهاي انحصارگريها و اجحافها، سرخورده و دلسرد شوند. امام چندي قبل بطور تمثيل فرموده بودند اگر از من خلاف ديديد به اسلام بدبين نشويد. نه انقلاب و نظام ما، با حداقل 70 سال تلاش و شهادت، به رهبري قاطعانه نهايي امام، مفت به دست آمده است كه مفت از دست بدهيد و نه پيروزمنديهاي چنين درخشان در تاريخ ملتها هر روز قابل تكرار و تعويض ميباشد كه انصراف از حفظ و حراست آن بنماييد. مسئول نگهباني از انقلاب اسلامي و نظام جمهوري خود شما قاطبه ملت هستيد. ميدان را براي مدعيان سرقفلي خالي نگذاريد. با كنار كشيدن از صحنه و وظيفه كه نيتجهاش نوع ديگري از استبداد و استيلاي خارجي ميشود مرتكب بزرگترين خيانت ملي و ديني و انتحار ايران خواهيد شد. 6) توصيه ما به ملت در زمينه صبر، صبر قرآني به معناي پايداري فعال و سازنده سرافراز است، با قبول محروميتها و مشكلات، كه نه ذلت و ظلم و سختيهاي ناشيه از آن را كه از خارج يا داخل عليه استقلال مملكت يا عليه شخصيت و حاكميت ما باشد بپذيريد و نه سكوت در برابر جريانهاي خلاف كه به نام انقلاب و اسلام اجرا گردد، بنماييد. 7) كلام گهربار علي را فراموش نكنيد كه فرمود: «درد تو از تو سرچشمه ميگيرد و دوايت در وجود خودت نهفته است». بايد در برابر طرز تفكر و تلقيني كه سلب مسئوليت و تقصير و تأثير از خودمان نموده ميخواهد دست و دسيسه بيگانگان را در همه امور و شئون مملكت حاضر و حاكم سراغ دهد و چاره كار را يا در ستيزهجويي و فحاشي ببيند يا انگ مزدوري روي خودي بگذارد، بايستيد، چنين رويه چيزي جز يكنوع بيگانهپرستي و راهسازي براي دشمنان خارجي نيست.
توصيههاي ما به نمايندگان محترم توصيه ما به مجلسيان آينده با توجه به مسئوليت خطير و وظيفه الهي و ملي سنگيني است كه به گردنتان افتاده است. اولاً اداي حق و دفاع از آبروي مجلس است كه با استقلال رأي و استقامت در برابر دولت و صاحبان قدرت تأمين ميشود. ثانياً علت وجودي و آبروي مجلس در اين است كه صداي ملت از اينجا بلند شود و حاكميت او در امور كشور تحقق يابد. ثالثاً اساسيترين خدمت شما اين خواهد بود كه در كشور ما جامعه باز به جاي جامعه بسته برقرار نماييد تا صداي مظلوم و مستضعف و هر صاحب درد و نظر، به فرموده رسول اكرم بدون وحشت و لكنت، به گوشها برسد، فريضه امر به معروف و نهي از منكر امكانپذير شود و با عرضه آزاد افكار و آراء حقايق آشكار گرديده رشد و خلاقيت، همكاري و بركت، به حد اعلاي شكوفايي برسد. رابعاً نگذاريد مقدرات مملكت و سرنوشت ملت در مهمترين مسئله كشور يعني جنگ، خارج از آگاهي و اراده مجلس كه نماينده ملت است اتخاذ شود. شما غيرمسئول پيش خلق و خدا نيستيد. اگر اجازه دهيد چند كلمه دعا بكنم: 1ـ خدايا در چنين روز ميموني كه دو سال قبل به نصرت تو و با جهاد و شهادت رزمندگان مؤمن و پر توان ما دشمن متجاوز مستكبر عراق با ذلت از خرمشهر خونين بيرون انداخته شد از تو مغفرت و رحمت بيپايان براي جهادگران ميخواهيم و صلح پيروزمندانه شرافتمندانه با كرامت براي دولت و ملت، آنطور كه مرضي درگاه تو باشد و نجات و رحمت براي ايران و جهان. 2ـ خدايا با تو پيمان اياك نعبد و اياك نستعين را تجديد و درخواست هدايت مينماييم. هدايتي كه نعمتآفرين و حفظكننده ما از گناه و گمراهي باشد. 3ـ خدايا ما را موفق بدار همانطور كه در كتاب كريمت فرمودهاي تأسي به رسول بزرگوارت نموده با پندار و گفتار و كردارمان امت واسط و كشور الگو و شاهد براي دنيا باشيم تا هم خود به سلامت و امنيت و بركت زندگي كنيم و هم آئين تو را به جهان صادر نماييم. 4ـ خدايا انقلاب اسلامي را از جهل و غرور ايمن بدار و از اينكه خود را داناتر و تواناتر از تو دانسته خواسته باشيم در شيطانزدايي عالم، در الزام ناس به اسلام و در حاكميت عدل و قسط در جهان از خودت و از پيغمبر و امامانمان پيشي گرفته خريدار خسارت دنيا و ندامت عقبي بشويم. 5ـ خدايا مسلمانان و ملت ايران را فتنه و بازيچة طاغيان و جانيان دنياي فساد و ظلم قرار نده و در راه روشن و سايه رحمت خود ما را استوار و رستگارمان بگردان. 6ـ خدايا نهضت آزادي ايران را توفيق بده به دستورت كه دعوت به خير و امر به معروف است، آنطور كه رضاي تو و مؤثر در خلق باشد عمل كند. ربنا اغفرلنا ذنوبنا و اسرافنا في امرنا و ثبت اقدامنا و انصرنا علي القوم الكافرين(2). 5/3/1363 (1) قسم به عصر و زمانه. به درستيكه انسان به يقين در زيان است. مگر كسانيكه ايمان آورده عمل صالح انجام داده و همديگر را سفارش به (پيروي از) حق و به صبر و پايداري كردند (2) . خدايا از گناهان و خطاهاي ما و از اسراف (و افراطكاريهاي) در امورمان در گذر و گامهايمان را استوار داشته بر پيروزي بر قوم كافر ياريمان بفرما
|