پیش‌نیازهای انتقال پایتخت

گفت و گوی مهندس توسلی باروزنامه جهان اقتصاد ، 23/8/88

مهندس محمد توسلی نخستين شهردار تهران پس از انقلاب انتقال پايتخت سياسي را يك فكر قابل قبول مي داند كه بايد بسيار پيش تر از اينها به آن توجه مي شد. با اين همه به اعتقاد او اجراي چنين پروژه بزرگي  به يك عزم ملي نياز دارد و با مشكلاتي همراه خواهد بود كه از شرایط فعلي جامعه از جمله فقدان انسجام سياسي و هماهنگي بين بخشي نشات مي گيرد. به گفته محمد توسلي  اجراي برنامه هاي توسعه اي در كشور از جمله حل مشكلات کلان‌شهر تهران به مشاركت مردم در كارها نياز دارد . مشاركت مردم نيز در گروي ثبات سياسي و اجتماعي است و اين ثبات هم به حل مشكل بحران مديريت كشور بستگي دارد. در ادامه بخشي از گفتگوي جهان اقتصاد را با نخستين شهردار تهران بعد از انقلاب مي خوانيد.

 

پيشينه تاريخي جداسازي پايتخت سياسي از اقتصادي در جهان به چه زماني باز مي گردد؟ با توجه به تجربه هايي كه در دنيا وجد دارد آيا انتقال پايتخت در ايران را مناسب ارزيابي مي كنيد؟

انتقال پايتخت در شرايط كنوني با توجه به مجموعه مشكلات كلانشهر تهران فكر قابل قبولي است. در واقع ضرورت پاسخ به نيازي است كه در بسياري از كشورهاي توسعه يافته و در حال توسعه دنيا به آن توجه شده است. در امريكا واشنگتن دي سي به عنوان پايتخت سياسي از ساير مراكز پرجمعيت كشور جدا شده است. در ساير كشورها مثل تركيه،  پاكستان و مالزی نيز نمونه هاي زنده پاسخ به چنين نيازي مشاهده مي شود.

اين طرح با محور تمركز زدايي از تهران در سال هاي اول انقلاب هم از برنامه هاي ما بود. ما همان زمان به اين ضرورت رسيده بوديم كه بايد از تهران تمركز زدايي شود اما محور اصلي تمركز زدايي را تمركز زدايي سياسي مي دانستيم و معتقد بوديم قدرت سياسي كه در تهران متمركز شده بايد توزيع شود. پس از انجام كارهاي كارشناسي هم به اين نتيجه رسيديم كه براي اين ضرورت بايد از بحث شوراها و افزايش مشاركت مردم آغاز كنيم. البته اجرای اين ايده دستخوش تاخير شد . اما در زمان آقاي هاشمي رفسنجانی هم وقتي اين طرح دوباره مطرح شد، شهردار وقت تهران فكر كرد مي تواند با توسعه كالبدي شهر تهران  و توسعه زيرساخت هاي حمل و نقل مانند توسعه شبکه بزرگراهی مشكلات شهر را حل كند. در صورتي كه همان وقت هم من اين مساله را مطرح كردم كه حتي توسعه اين زيرساخت ها هم براي حل مشكلات تهران كافي نيست.

 

حالا كه مسئولان به ضرورت اجراي چنين طرحي دست يافته اند سوال من از شما اين است كه اجراي اين ايده با چه مشكلاتي مواجه خواهد بود؟

اين يك پروژه بزرگ ملي است . بنابراين  اجراي آن به عزم ملي نياز دارد. از سوي ديگر اجراي آن به شرايطي نياز دارد كه در آن برنامه ريزي متمركز وجود داشته باشد. انسجام، هماهنگي و ثبات سياسي و همكاري مديريتي بايد در كشور وجود داشته باشد  تا همه دستگاه‌ها بتوانند به صورت هماهنگ اين پروژه بزرگ را اجرا كنند. مثال چنين مساله اي كاري است كه در مالزي در دهه اخير با احداث  شهر جدید پوتراجایا برای پايتخت سياسي از کوالالامپور تمركززدايي شده است. مالزي توانست با يك مديريت متمركز و برنامه ريزي شده اين طرح را اجرا كند.

 

آيا به نظر شما در شرايط فعلي كشور ما داراي چنين شرايطي هست؟

به نظر مي رسد اين انسجام و ثبات در شرايط فعلي در كشور ما وجود نداشته باشد. همه ما به وضوح مي بينيم كه بين دستگاه هاي مختلف هماهنگي نيست. دستگاه هاي برنامه‌ريز كشور هم در دو سال گذشته از سيستم برنامه ريزي جدا شده و در دولت نهم و حالا دهم متمركز شده اند. به خصوص ثبات سياسي يكي از شرايطي است كه در حال حاضر وجود ندارد.اما نكنه مهم ديگر اين است كه كشورهايي كه توانستند چنين پروژه اي را اجرا كنند از يك نظام قانونمند و مردمسالار برخوردار بودند. و وظايف در نهادهاي آنها تعريف شده بود.اما تجربه نشان داده است در كشورهايي كه مديريت اقتدارگرا دارند و قدرت سياسي در آنها متمركز است جداسازي قدرت سياسي از اقتصادي  با مشكلاتي مواجه مي شود. پايگاه هاي اقتصادي در جامعه ما با قدرت سياسي پيوند خورده اند و بيشتر دولتي هستند.حتي خارج از بخش هاي دولتي هم  بخش خصوصي به معناي واقعي در كشور بسیار کمرنگ است. بنابراين شرايط اجتماعي لازم براي جداسازي پايتخت سياسي از اقتصادي هنوز در كشور ما فراهم نشده است. اجراي اين طرح نيازمند  پيش نيازهايي است كه بايد ابتدا به آنها توجه شود.

به طور كلي اجراي برنامه هاي توسعه اي در كشور از جمله حل مشكلات کلانشهر تهران به مشاركت واقعی مردم در كارها نياز دارد . مشاركت مردم نيز در گروي ثبات سياسي و اجتماعي است و اين ثبات هم به حل مشكل بحران مديريت كشور بستگي دارد.