|
زندگی نامه دکتر غلامعباس توسلی عضو شورای مرکزی غلامعباس توسلی در اول خردادماه 1314 در قریهای در خراسان به نام ”قصبه رشتخوار“ و در خانوادهای از طبقه متوسط متولد شد. او پدرش ملااحمد توسلی فرزند حاج علی را که از بازرگانان بنام منطقه و فردی مذهبی بود، در یازده سالگی از دست داد و در کنار مادر و خالهاش که به ترتیب تا سال 1363 و 1351 در قید حیات بودند بزرگ شد. او اکنون با همسر خود زندگی میکند و سه فرزند (دو دختر و یک پسر) دارد. غلامعباس توسلی از سن شش سالگی وارد مکتبخانه شد و آموختن قرآن و فارسی را تا فراگیری آثار سعدی، حافظ، عربی را در حد نصاب، جامع المقدمات و صمدیه ادامه داد. قرار بر این بود که تحصیلات قدیمه را در شهر مشهد و قم ادامه دهد. اما پس از فوت پدر، با مشورت خانواده و آشنایان وارد مدارس جدید شد و مستقیماً در کلاس چهارم ابتدایی دبستان طغرایی رشتخوار پذیرفته شد و از سال 1332 نیز در دبیرستان قطبالدین حیدر در تربیت حیدریه تحصیلات خود را ادامه داد. دکتر توسلی خود درباره این سالهای زندگی میگوید: ”کلاس پنجم و ششم ابتدایی را در یک جمع 6ـ5 نفری خودمان با هم خواندیم و پس از گذراندن امتحان نهایی در سال 1332 و در اوج جریانات مصدق در دبیرستانی در تربیت حیدریه پذیرفته شدیم“. وی میافزاید: ”دبیرستان قطبالدین تربیت حیدریه فقط تا کلاس نهم داشت. من و برادرم آنجا شاگرد اول شدیم و پس از سه سال درس خواندن در آنجا به دانشسرای مقدماتی مشهد رفتیم و آنجا دیپلم گرفتیم. پس از قبول شدن در امتحان با کمک هزینه ماهی 60 تومان زندگی میکردم. البته با تلاش بسیار در دانشسرا هم شاگرد اول شدم. ما باید بین شاگرد اولهای شهرستانها رقابت میکردیم. به خاطر دارم در آن دوره از شدت درس خواندن مریض شدم“. او در سال 1335 با گذراندن امتحان ورودی وارد دانشسرای عالی تهران شد. او همزمان در سه رشته زبان فرانسه، ادبیات و فلسفه قبول شد. اما چون در کنکور زبان و ادبیات فرانسه اول شده بود بالاجبار در آن رشته مشغول تحصیل شد. اما هم زمان با ورود او به این رشته، جایگاه زبان فرانسه در کشور بسیار کمرنگ شد و کم کم زبان انگلیسی جای آن را گرفت. در نتیجه او نیز مطالعه انگلیسی را در کنار فرانسه آغاز کرد. در دوره کارشناسی دانشسرای عالی نیز حائز رتبه اول شد و علاوه بر دریافت مدال فرهنگ با پایه دبیری به استخدام همان مؤسسه درآمد. از هم دوره ها و دوستان این دوره توسلی، شهید محمدعلی رجایی، باقر پرهام و داور شیخاوندی را میتوان نام برد. او با استفاده از امتیاز شاگردان رتبه اول و پس از یکسال تدریس در دانشسرای عالی تهران، در پاییز 1339 به اروپا اعزام شد و تحصیلات خود را در دانشگاه پاریس ادامه داد و در آنجا تصمیم گرفت جامعهشناسی بخواند. به گفته وی در آن زمان در فرانسه جامعهشناسی به تازگی از فلسفه جدا شده بود و اساتید به نامی در دانشگاههای آنجا مشغول تحصیل بودند. وی چهار دانشنامه (جامعهشناسی عمومی، اقتصاد سیاسی، روانشناسی اجتماعی، جامعهشناسی آفریقا) را در سوربن و سه دانشنامه دیگر در رشته تخصصی جامعهشناسی کار (جامعهشناسی کار، اقتصاد کار و کار در کشورهای در حال توسعه) را در موسسه مطالعات و تحقیقات کار وابسته به دانشکده حقوق و علوم اقتصادی پاریس دریافت کرد. وی توانست دوره دکترای جامعهشناسی دولتی را با گذراندن دو رساله (یکی اصلی و دیگری مکمل) به پایان رساند و در دورة 6 ساله حضورش در فرانسه از محضر اساتیدی چون ژرژ گورویچ، ریمون آرون، بالاندیه، استوتزل، پیرژرژ، پروفسور برگ، گلاینبرگ و لازارسفلد بهره برد. عنوان رساله اصلی دکتر توسلی ”جامعه سنتی ایران از دید اروپائیان: مقایسه دیدگاه انگلیسیها و فرانسویان“ و رساله فرعی ”صنایع دستی ایران و جنبههای روانشناسی اجتماعی آن“ بود. رساله اصلی با کمک مالی مرکز تحقیقات علمی فرانسه (C.N.R.S) توسط انتشارات مزن نو پاریس در سال 1966 قبل از دفاع به چاپ رسید. توسلی در سالهایی که در فرانسه بود در کنار پرویز ورجاوند دوره شهرسازی را گذراند اما به دلیل نداشتن فرصت در امتحان نهایی شرکت نکرد. از دیگر هم دورههای او در فرانسه میتوان از علی شریعتی و حسن حبیبی نام برد. وی درباره فعالیتهای سیاسی ـ اجتماعی آن دوره خود میگوید: در آن دوران در اتحادیه دانشجویان و جبهه ملی فعال بودم و به عنوان نماینده دانشجویان در کنگرههای مختلفی شرکت کردم. همچنین از دیگر فعالیتهای آن دوره ما انتشار روزنامه ایران آزاد به همراه دکتر شریعتی و خلیل هراتی بود که تقریباً 17 شماره از این نشریه به سردبیری دکتر شریعتی منتشر شد. توسلی پس از گذراندن دوره 6 ساله فرانسه، تابستان 1345 به ایران بازگشت و تدریس خود را در دانشسرای عالی تهران با سمت استادیاری از سر گرفت. او در این دوره به تدریس جامعهشناسی عمومی، جامعهشناسی آموزش و پرورش؛ دروس اقتصاد سیاسی و جامعهشناسی روستایی و چند درس دیگر در مدرسه عالی مامازان (وابسته به دانشسرای عالی) میپرداخت. در این دوره نیز با مرحوم جلال آل احمد از نزدیک آشنایی بیشتری پیدا کرد. وی علاوه بر تدریس در دانشسرا از همان آغاز ورود در بخش مطالعات شهری ”موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران“ نیز به تحقیق پرداخت و در مطالعات اقتصادی و جامعهشناختی و ”طرحهای جامع شهری“ از جمله طرح جامع تهران که از سوی سازمان برنامه به موسسه واگذار شده بود و طرح جامع شیراز که با همکاری دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران انجام میپذیرفت و همچنین طرحهای جامع اراک و همدان و چند شهر دیگر شرکت داشت و به صورت مستقل آنها را سرپرستی و تدوین مینمود. دکتر توسلی در این باره میگوید: ”دکتر صدیقی به عنوان پایهگذار رشته جامعهشناسی و دکتر احسان نراقی به عنوان مدیر مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی در آن دوران عده زیادی از محققان را دور هم جمع کرده بودند و زمینههای تحقیقاتی متنوعی را فراهم کرده بودند. در آن زمان افرادی مانند دکتر کاردان، دکتر راسخ و دکتر بهنام نیز از جمله دانشیاران آنجا بودند. من نیز در بخش تحقیقات شهری مشغول شدم. در آن سالها اولین بار بود که چنین مؤسسه تحقیقاتیای شکل گرفته بود و سر و صدای زیادی به پا کرده بود و از آن بسیار استقبال میشد“. وی در آن دوره همچنین سرپرستی طرح ارزشیابی ”سواد توأم با حرفه“ را که در اصفهان و دزفول به طور آزمایشی از سوی یونسکو و سازمان برنامه وارد تجربه عمل شده بود، برای ارزیابی و بازسازی در موسسه به عهده داشت. نتیجه این تحقیقات و مطالعات علاوه بر گزارشهای علمی، پیشنهادهایی عملی برای چگونگی توسعه و رشد شهرها در آینده بود. توسلی در سال 1347 به درخواست دانشگاه ملی ایران، رشته جامعهشناسی را در دانشکده ادبیات آن دانشگاه پایهگذاری و برنامهریزی کرد و به تدریس برخی دروس در آنجا پرداخت. در سال 1350 به درخواست گروه علوم اجتماعی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران از دانشسرای عالی به دانشگاه تهران منتقل شد و در خرداد 1351 به دانشیاری ارتقا یافت. در آن سال دانشکده علوم اجتماعی (مرکب از گروه علوم اجتماعی دانشکده ادبیات، مؤسسه تحقیقات اجتماعی و موسسه تعاون دانشگاه تهران) تأسیس شد و دکتر توسلی به عنوان دانشیار دانشکده به سمت سرپرست انتشارات و مجله منصوب شد. وی در آن دوران در دانشکده جدید التأسیس علوم اجتماعی با مرحوم دکتر صدیقی همکاری نزدیکی داشت. در جلسات اداری و بحثهای علمی و تهیه لغات و اصلاحات و آییننامههای علوم اجتماعی و تجدیدنظر دروس شرکت فعال داشت که این تجربه مناسبی بود برای دوره بعد از انقلاب فرهنگی که به کار و برنامهریزی علوم انسانی پرداخت. یک سال بعد در سال 1352 که مرحوم دکتر صدیقی پس از سی سال و اندی سابقه کار و مدیریت گروه جامعهشناسی بازنشسته شد، دکتر توسلی با رأی اساتید دانشکده علوم اجتماعی که در آن زمان به بیش از 20 نفر بالغ میشدند، به سمت مدیر گروه جامعهشناسی انتخاب شد و این انتخاب در سالهای 1353 و 1356 نیز تکرار شد. وی در دانشکده علوم اجتماعی، ضمن پیشنهاد ایجاد ”بخش تحقیقات کار و صنعت“ و ارائه پژوهش در طرحهای جامعه شهری و آموزش و پرورش و اداره گروه جامعهشناسی به تدریس دروس مختلف از جمله درس جامعهشناسی کار و شغل، جامعهشناسی کشورهای صنعتی، جامعهشناسی آموزش و پرورش، روانشناسی اجتماعی، جریانهای عمده در جامعهشناسی معاصر و درس دیالکتیک در جامعهشناسی پرداخت و به مدیریت دوره شبانه نیز برگزیده شد. در ماه می 1973 با همکاری یونسکو و انستیتوی مطالعات پیشرفته سمینار در سیملای هند برگزار شد و برحسب توصیه انجمن علوم اجتماعی ایران، ایشان به سمینار «علوم اجتماعی در آسیا» دعوت شد و مقالهای به زبان انگلیسی در مورد وضعیت آموزش و پژوهش علوم اجتماعی در ایران ارائه داد که در هند به چاپ رسید. این کنفرانس توسط پروفسور نورالحسن وزیر آموزش و پرورش هند افتتاح و خاتمه یافت. در طی همین سمینار بود که ” انجمن آسیایی شوراهای تحقیقات اجتماعی“ با شرکت نمایندگان کشورهای آسیایی تأسیس شد که دکتر توسلی نیز یکی از اعضای موسس آن بود. به علاوه او به عنوان معاون انجمن بینالمللی آسیای انتخاب شد و دو سال بعد نخستین کنفرانس آن را در تهران برگزار کرد. به دنبال کنفرانس مذکور، سمپوزیوم دیگری به نام ”سمپوزیوم توسعه و تحقیقات علوم اجتماعی در آسیا“ توسط یونسکو در کوپوی اندونزی برگزار شد که دکتر توسلی به دعوت یونسکو از تاریخ 27 بهمن تا 25 اسفندماه سال 1353 در آن شرکت داشت. در این سمپوزیوم علاوه بر ارائه مقاله، چند مطالعه موردی در مورد ”حرفه پزشکی“ در چهار کشور هند، مالزی، سریلانکا و ایران توصیه شد که تحقیق ایران توسط توسلی انجام شد. وی در سال 1974 در کنگره بینالمللی جامعهشناسی در تورنتو کانادا شرکت کرد (تابستان 1353) و در همان سال مقالهای در مجله بینالمللی جامعهشناسی مدرن (شماره 2، پاییز 1973) در آمریکا با عنوان ”رشد و معنای علوم اجتماعی در ایران“ منتشر کرد. توسلی در مهرماه 1352 به سمپوزیوم جامعهشناسی توکیو در ژاپن دعوت شد و مقالهای تحقیقی به زبان انگلیسی با عنوان ”اثر وسایل ارتباط جمعی در مناطق روستایی در حال عمران“ ارائه کرد که نتیجه تحقیقات تجربی و بدیع او بود. این مقاله در کتاب ”جامعهشناسی و توسعه اجتماعی در آسیا“ در توکیو به چاپ رسید. وی در سال 1976 در سی امین کنگره بینالمللی ”علوم انسانی در آسیا“ که در مکزیکوسیتی برگزار شد، شرکت کرد و مقالهای به زبان انگلیسی درباره ”رابطه توسعه شهر و صنعت در ایران“ ارائه داد. در اکتبر همان سال در دومین کنگره آسیایی علوم اجتماعی (AASSREC) در سئول (کره جنوبی) شرکت کرد. توسلی در این دوره در تهیه و تدوین چندین طرح تحقیقاتی بینالمللی در چارچوب طرحهای تحقیقاتی یونسکو شرکت داشت که از جمله آنها سرپرستی طرح بررسی کمیت و کیفیت علوم اجتماعی در ایران (در مجموعه علوم اجتماعی در آسیا) که توسط یونسکو در 1956 به چاپ رسید، طرح ارزشیابی سوادآموزی توأم با حرفه (اصفهان و دزفول)، همچنین طرح اثرات تلویزیون در مناطق روستایی در حال عمران که چند مقاله از آن به فارسی و انگلیسی چاپ شده و گزارش مفصلی از آن به زبان فرانسه به یونسکو ارائه گردیده و بالاخره طرح ”حرفه پزشکی در ایران“ بود که در مجموعه ”حرفه پزشکی در آسیا“ منتشر گردید. دکتر توسلی خود معتقد است بسیاری از کتابهایی که توسط وی تألیف شده نتیجه شرکت در کنگرههای مختلف بوده است. از جمله فعالیتهای سیاسی و فرهنگی غلامعباس توسلی در دوره ده ساله (سالهای 45 تا 56 در ایران) شرکت در جلسات متعدد سیاسی، مذهبی و همکاری با دکتر شریعتی در حسینیه ارشاد، ایراد سخنرانیهای متعدد در دانشگاهها (از جمله دانشکده فنی دانشگاه تهران، دانشگاه صنعتی شریف، دانشگاه علم و صنعت، دانشگاه مشهد، دانشکده کشاورزی کرج، دانشکده ادبیات و دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران) همچنین حسینیه ارشاد، مسجد قبا، کانون توحید و ... بوده است. وی در این دوره با مرحوم مفتح در مسجد جاوید همکاری داشت و در منزل دکتر بهشتی، شهید باهنر، شهید مطهری و شهید رجایی در جلسات بحث و گفتگو شرکت میکرد. او در شهریور ماه 1356 به منظور گذراندن فرصت مطالعاتی به همراه خانوادهاش عازم برکلی کالیفرنیا و مک گیل کانادا شد و مدت یکسال از مهر 56 تا شهریور 57 را در دانشگاه برکلی و دانشگاه هیوارد کالیفرنیا گذراند. او علاوه بر شرکت در دورههای فوق دکترای جامعهشناسی این دانشگاه و استفاده از محضر اساتید مشهوری چون تالکوت پارسنز، بلا، اسملسر و بلومر، با بخش خاورمیانه این دانشگاه و آقای حامد الگار در مورد مسائل و موضوعات اسلامی خاورمیانه همکاری داشت. وی در این دوره علاوه بر کمک به ترجمه برخی آثار شریعتی به زبان انگلیسی، مقدمه مفصلی (حدود 50 صفحه) برای ترجمه انگلیسی آثار نامبرده تحت عنوان ”تحلیلی از آثار و آرا دکتر شریعتی“ نوشت که جداگانه با عنوان ”یاد یادآور“ توسط انجمن اسلامی دانشجویان به زبان فارسی نیز در کالیفرنیا به چاپ رسید. همین اثر به زبانهای فرانسه، اسپانیایی و عربی به عنوان مقدمه بر ترجمه آثار دکتر شریعتی منتشر شده است و در مجموعة ”شریعتی در جهان “ که به زبان انگلیسی در خارج از کشور منتشر شده“ آمده است. توسلی پس از انقلاب به مدت کوتاهی به عنوان مشاور در رادیو تلویزیون فعالیت داشت سپس حکم ریاست دانشگاه اصفهان را گرفت. وی در دوره انقلاب فرهنگی تا زمان بازگشایی دانشگاهها سرپرستی بخش برنامهریزی علوم انسانی را در ستاد انقلاب فرهنگی بر عهده داشت و برنامههای این رشتهها را نهایی کرده و به تصویب ستاد رساند. در سال 1364 به عنوان مدیر گروه جامعهشناسی دانشگاه تهران انتخاب شد و در سال 1365 نیز به سمت ریاست دانشکده منصوب گردید. او همچنین در ایجاد دوره دکتری در دانشگاههای تهران، تربیت مدرس و دانشگاه آزاد اسلامی نقش بسزایی بر عهده داشته است. دکتر توسلی همچنین در تأسیس انجمن جامعهشناسی ایران سهم عمدهای داشت پس از انقلاب به عنوان اولین و دومین رئیس انجمن انتخاب شد و در دوره مسئولیتش 7 کنفرانس عمومی و بیش از 100 سخنرانی در دانشگاههای مختلف توسط انجمن برگزار گردید. همچنین در این دوره سه شماره نامه انجمن جامعهشناسی منتشر شد و خبرنامه انجمن نیز فعالیت خود را آغاز کرد. او در سال 1380 به عنوان پژوهشگر برجسته و در سال 1381 به عنوان استاد برگزیده دانشگاه تهران انتخاب شد و مدال افتخاری علمی (مدال درجه 1 دانشگاه) را دریافت کرد. دکتر غلامعباس توسلی تاکنون 20 جلد کتاب تألیف کرده است که برخی از آنها مانند نظریههای جامعهشناسی، جامعهشناسی کار و شغل، جامعهشناسی دین و ... به چاپهای مکرر رسیدهاند. ایشان همچنین در حدود 60 مقاله علمی ـ پژوهشی در مجلات معتبر داخلی و بینالمللی منتشر کرده است و فعالیتهای علمی خود را همچنان ادامه میدهد.
|