تشكيل جبهه دموکراسی خواهی و حقوق بشر ،جنبش اصلاح طلبی را تقويت مي كند

دكتر غفار فرزدي

 3/12/1384

تبريز نيوز:سرويس سياسي: "حقوق بشر" و "دموكراسي" از جمله نياز هاي ضروري كشور هاي در حال توسعه به شمار مي رود. در اين ميان تيوري پردازان "جبهه دموکراسی و حقوق بشر خواهی"، در ايران هم چنان بر ضرورت تشكيل آن براي رسيدن به جامعه توسعه يافته بر آن تاكيد و پافشاري مي كنند.ضرورت تشكيل اين جبهه براي اولين بار در انتخابات رياست جمهوري 84 ، مطرح شد و دكتر "مصطفي معين"، تنها كانديدايي بود كه به آن پرداخت.

 

دكتر "غفار فرزدي"، استاد دانشگاه تبريز و عضو شوراي مركزي "نهضت آزادي ايران"،در گفتگويي كه سرويس سياسي تبريز نيوز در اين خصوص با وي انجام داده است در پاسخ به سوال هاي ما ابتدا به نظريه "سامويل هانتينگتون" اشاره كرده و مي گويد:"سامويل هانتیگتون"در کتاب موج سوم دموکراسی راجع به دموکراسی اسلامی می نویسد؛تساوی طلبی و اراده و اختیار از موضوعات اصلی اسلام است و "ارنست گلنر " Ernest Gellner نظرش این است که؛فرهنگ متعالی اسلام دارای خصوصیاتی است یگانه پرستی، حاکمیت اخلاق، فرد گرائی،اصولگرائی و پای بندی به دین ، تساوی طلبی،که به جرأت می توان گفت با پذیرش تجدد و نوگرايی سر توافق و سازگاری دارد. "هانتیگتون"، می نويسد این خصوصیات بدین سان با خواسته های دمکراسی هم منطبق است. اسلام هرگونه جدايی بین اجتماع سیاسی را رد می کند و بدین ترتیب امور دنیوی و اخروی از یکدیگر منفک نیست دین از سیاست جدا نیست مشارکت سیاسی یک وظیفه دینی است.

 

وي در پاسخ به اين سوال كه آيا اسلام بنياد گرا با دموكراسي خواهي در تضاد است يا نه ؟ گفت:اسلام بنیادگرا می خواهد که در یک کشور اسلامی رهبران اسلامی، مسلمانان عامل باشند. شريعت قانون اصلی و بنیادی باشد و علمادر تنظیم سیاست حکومتی و یا حداقل در تجدید و اصلاح آن رأی قطعی داشته باشند. تا آن جا که به مشروعیت حکومتی و سیاست که از اعتقادات دینی و آداب مذهبی ناشی می شود مربوط است درک اسلامی از سیاست با مقدمات و صغرا کبرای سیاست دمکراتیک، متفاوت و با آن در تناقض است.

 

"عضو شوراي مركزي نهضت آزادي ايران"،در اين خصوص كه آيا كشور هاي اسلامي نظام هاي سياسي كاملا دموكراتيك داشته اند يا نه ؟ پاسخ داد:آيین اسلام بدین ترتیب دارای اصولی است که می تواند با دمکراسی سازگار باشد یا نباشد عملاً، با یک استثنا، هیچ کشور اسلامی در طول تاریخ، نظام سیاسی کاملاً دمکراتیک نداشته است.به نظر می رسد که کشورهای اسلامی بر خلاف کشورهای اروپايی، فرهنگ دموکراسی فرهنگ تعدد احزاب و فرهنگ تحمل عقاید دیگران،در کشورهای اسلامی نهادینه نشده است و این می تواند دلیل بسیار مهم برای عدم ايجاد نظام سیاسی کاملاً دمکراتیک در کشور ما باشد.

 

دكتر "غفار فرزدي"،با گريزي به ايران ،انتخابات و تحولات سياسي آن به عنوان يك كشور اسلامي  افزود:از طرف دیگر با نگاه اجمالی به نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران می توان نتیجه گرفت این انتخابات آرایش نیروهای سیاسی را دگرگون ساخته بطوريكه تغییرات و تحولاتی به ویژه در مصادیق پوزیسیون و اپوزیسیون پیش بینی می شود كه در این جا به چند نکته بايد اشاره كنم:نکته اول این است که؛انتخابات اخیر نشان داد که نوعی از عادت یا هنجار سیاسی به صورت رفتن به پای صندوق و رأی دادن در میان قشرهای گوناگون مردم شکل گرفته است،بخشی از مردم در هر حال به پای صندوق های رأی می روند. علاوه بر این، حتی افراطی ترین گروه راست غیر متعهد به مردم سالاری، کسب قدرت را از مجرای جذب افکار و آرای مردم امکان پذیر می بینند. نکته دوم آنکه موانع ذهنی همکاری سیاسی سازمان یافته میان اصلاح طلبان بیرون و درون حاکمیت در حال محو شدن است. خط کشی ها و مرزبندی های گذشته موضوعیت خود  را از دست داده اند. گروه و شخصیت های سیاسی به تعریف های جدیدی از موقعیت و نقششان می پردازند این نیروها در معرض یک آزمون بزرگ برای سنجش بلوغ و رشد یافتگی سیاسی قرار دارند.همکاری های گریزناپذیر جدید نیازمند بیرون آمدن همگان از صدف های تنگ ذهنیت های غیربهداشتی گذشته است. نکته سوم، در مرحله دوم انتخابات اخیر، نوعی از عقلانیت سیاسی، با فاصله گرفتن از سیاست های ناکجاآبادی، برای تغییرات اجتماعی – سیاسی حضورش را نشان داد.

 

"فرزدي"،در پاسخ به اين سوال كه آيا نياز به راي مردم توسط گرايش هاي متفاوت بويژه احزاب اصلاح طلب و دموكراسي خواه آن چنان كه در نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران ديديم  به تشكيل جبهه جديد خواهد انجاميد ؟ پاسخ داد:همزمان با این گرایش ها، نوعی جمع بندی در سطح کلان میان روشنفکران و فعالان سیاسی در ضرورت تشکیل احزاب و گروه های سیاسی و همگرايی میان گروهاي همسو به وجود آمده است این گرایش ها، بیش از هر زمان در گذشته، تشکیل یک جبهه جدید از احزاب و نیروهای سیاسی را برای همکاری های چندجانبه در راستای تقویت جنبش اصلاح طلبی و پیشبرد دموکراسی امکان پذیر ساخته است. تلاش آگاهانه همه نیروهای سیاسی در راستای دستیابی به این هدف امیدوار کننده است.

استاد دانشگاه تبريز افزود:تأکید بر حداقل خواسته های مشترک، در کشورهای در حال توسعه که در شرایط گذار به دموکراسی قرار دارند به طور طبیعی احزاب و گروه های سیاسی متعددی تشکیل می شود، برای پیگیری اهداف مشترک که جنبه عمومی و ملی دارد برای همکاری جمعی برنامه ریزی کنند و به تدریج زمینه های همکاری های بیشتر را در راستای راهبرد وفاق ملی فراهم نمایند.

 

وي در اين مورد كه پاشنه آشيل عدم شكل گيري گرو ه هاي دموكراسي و حقوق بشر خواه در ايران چيست؟گفت:شرط تضمین شکل گیری و تداوم چنین همکاری های جمعی گسترده این است که همه گروه های همکار، احساس مشارکت واقعی داشته باشند و هیچ گروهی نتواند هژمونی خود را بر سایر گروه ها تحمیل کند. آزادی، دموکراسی، عزت، استقلال و توسعه پایدار در هر کشور ایجاد زمینه برای همفکری، همدلی و همکاری های اجتماعی است.تجربه تاریخی یکصد ساله در کشور ما نشان می دهد که همواره در اثر آتش نفاق ، خودخواهی ها و خودمحوری ها، تشتت ، تفرقه و جدائی پدید آمده است و عملاً به دست خودمان دستاوردهای انباشته همکاری های اجتماعی متلاشی و تباه شده است.

 

 "عضو شوراي مركزي نهضت آزادي ايران"،يادآور شد؛به همین دلیل است که "نهضت آزادی ایران"،در آخرین قطعنامه کنگره خود در (اردیبهشت 1384) با تأکید بر تشكيل جبهه فراگیر دموکراسی آورده است: با توجه به کاستی های ساختاری در جنبش اصلاح طلبی ایران، تشکیل جبهه فراگیر از گروه ها و احزاب اصلاح طلب و دموکراسی خواه، با اندیشه ها و برنامه های مختلف را در چارچوب آزادی ها و حقوق مصرح در قانون اساسی لازم می داند و از آن حمایت می کند.